أعُوذُ بِاللهِ
مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجیم
بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِ
رب اشرح لی صدری و یسرلی أمری وَحلُل عقدة من لسانی یفقهوا قولی
بحث رسید به آیه 139 از سوره آل عمران:
«وَ لا تَهِنُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ کنْتُمْ
مُؤْمِنینَ، إِنْ یمْسَسْکمْ قَرْحٌ فَقَدْ مَسَّ الْقَوْمَ قَرْحٌ مِثْلُهُ وَ
تِلْک الْأَیامُ نُداوِلُها بَینَ النَّاسِ وَ لِیعْلَمَ اللَّهُ الَّذینَ آمَنُوا
وَ یتَّخِذَ مِنْکمْ شُهَداءَ وَ اللَّهُ لا یحِبُّ الظَّالِمینَ»[1]
محتوای آیه اول در قرآن زیاد آمده و چند روز قبل هم محتوایش را
خواندیم و اینکه اگر ما به راستی مسلمان باشیم، کمک خدا با ماست. دست عنایت خدا روی
سر ماست. آنگاه هیچ چیزی نمیتواند به ما ضرر بزند. اگر دنیا پشت به پشت یکدیگر کند
و بخواهد به ما ضرر بزند، نمیشود و نمیتواند. برای اینکه دست عنایت خدا هست. و
در آیات فراوانی با تأکید خاصی، قرآن میفرماید که اگر به راستی مسلمان باشی، واجب
است که من در بنبستها به فریادت برسم. واجب است که در صحنهها تو را یاری کنم. «وَ کانَ حَقًّا عَلَینا نَصْرُ الْمُؤْمِنینَ»[2]
آیه کوچک است و این آیه کوچک سه چهار تا تأکید دارد و میفرماید
مسلمان به ما حق دارد. البته اگر مؤمن باشی. حق اینکه ما تو را یاری کنیم. فقط
راجع به دشمنان ظاهری نه بلکه راجع به شیطان جنی و شیطان انسی و راجع به نفس اماره
و صفات رذیله هم قرآن در آیاتی میفرماید اگر به راستی مؤمن باشی، تو را یاری میکنیم.
«إِنَّهُ لَیسَ لَهُ سُلْطانٌ عَلَى الَّذینَ آمَنُوا وَ عَلى
رَبِّهِمْ یتَوَکلُونَ»[3]
شیطان چه انسی و چه جنّی، چه درون و چه برون، حتماً سلطنت بر انسان
ندارد در صورتی که مؤمن باشد. شیطان هم چندین مرتبه به خدا تشرّ زده و در مقابل
خدا ایستادگی کرده و همۀ ایستادگیها و تشرش این بوده که من بندههایت را گمراه میکنم.
«فَبِعِزَّتِک لَأُغْوِینَّهُمْ أَجْمَعین»؛ اما همین شیطان که تشر میزند و میگوید همه را گمراه میکنم، میگوید:
«إِلاَّ عِبادَک مِنْهُمُ الْمُخْلَصینَ». این در قرآن زیاد تکرار شده که شیطان هم اقرار میکند که من
دسترسی به بندههای صالح و شایستۀ تو ندارم؛ لذا این وعدۀ خداست و مرتب در قرآن تکرار
میشود. بنابراین اگر شکست بخوریم، چه برون و چه درون و چه اخلاقی و چه نظامی و چه
سیاسی، باید برویم در خودمان و ببینیم به چه علت است. از خودمان سرچشمه میگیرد. یا
از فسق و فجورمان و یا از گناهمان و یا از بیتوکلی خودمان و یا از اینکه پناه به کسی
دیگر و چیز دیگری میبریم. معلوم است وقتی رابطه را قطع کردیم، رابطه قطع است و ما
باید رابطه را وصل کنیم تا خدا کمکمان کند. حال گاهی شیطان درون و یا شیطان برون
بر ما مسلط میشود و وقتی فکرش را بکنیم، میبینیم خودمان خرابش کردیم. گاهی دشمنهای
داخلی و دشمنهای خارجی بر ما مسلّط میشوند. ریشهیابی کنیم، میبینیم خودمان
خراب کردیم. اگر خودمان خراب نکنیم، بیش از صد جا در قرآن وعده داده شده که کمکت میکنم
و یاریت میکنم. من جمله در اینجا میفرماید:
«وَ لا تَهِنُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ»؛ سست نشوید. از کثرت و قدرت دشمن نترسید. از گذشتهها غم و غصه
نداشته باشید و نشاط خودتان را از دست ندهید. شما آقا هستید. اگر به راستی مؤمن
باشی، از هیچ چیز نترس. پروردگار عالم نظرها به این انسان در شبانهروز دارد. روایتی
از امام سجاد«سلاماللهعلیه» هست که پروردگار عالم در روز سی و شصت مرتبه نظر به این بندهها
دارد. در هر نظری عزیزی را ذلیل میکند. وقتی رابطهاش با خدا قطع شود. یا هر ذلیلی
را عزیز میکند. وقتی که رابطهاش با خدا وصل شود. اینجا چه وقت تاریک است؟ وقتی
رابطهاش با کارخانه قطع شود. اینجا چه وقت روشن است؟ وقتی که رابطهاش با کارخانه
وصل باشد. همینطور که این مسجد ظلمت دارد و دست خودش است و نورانیت دارد و این هم
دستش خودش است. ما هم در زندگیمان، چه زندگی شخصی و چه زندگی اجتماعی، ظلمت داریم
وقتی رابطهمان با خدا قطع شود. نورانیت داریم وقتی رابطهمان با خدا وصل شود. «إِنَّ اللَّهَ لا یخْلِفُ الْمیعاد»
ما ممکن است که خلف وعده کنیم، هم با خدا خلف وعده کنیم و هم با
بندهها. اما معنا ندارد که خدا خلف وعده کند. خدا به وعدۀ خود عمل میکند. اگر دیدید
خدا به وعدۀ خود عمل نکرد، پی ببرید که خودمان خرابش میکنیم. گاهی شخصی خرابش میکنیم
و شخصی خراب میشود و گاهی اصلا سیم کارخانه را قطع میکنیم. وقتی سیم کارخانه قطع
شد، یک نفر قطع کرده اما شهر تاریک میشود. عدهای بدی میکنند و بدی آنها عالم را
تاریک میکند. خود ما اگر رابطه را وصل کنیم، زندگی روشن است و اگر قطع کنیم،
زندگی تاریک است. اینطور آیات از نظر روانی و از نظر اخلاقی، خیلی نشاط به اجتماع
میدهد. خیلی تحرک به فرد میدهد. و بالاترین تحرکها به فرد و اجتماع، این دو آیه
است که انسان باور کند اگر مؤمن باشد، دست عنایت خدا روی سرش است و وقتی دست عنایت
خدا روی سرش باشد، آباد است. باور کند که هیچ کسی و هیچ چیزی نمیتواند به او ضرر
بزند، اما اگر خدا را داشته باشد. اینگونه آیات علاوه بر اینکه یک وعده از خداست،
یک تحرک است و یک نشاط اجتماعی است. باید بگوییم از بهترین آیات در قرآن این آیات
است. به تجربه هم اثبات شده که از اول زمان حضرت آدم تا الان، به تجربه اثبات شده که
به راستی اگر فرد یا ملت با خدا باشد، پیروز است. حضرت ابراهیم تنها، به قول قرآن «إِنَّ إِبْراهیمَ کانَ أُمَّة»، به تنهایی پیروزی شد. زیرا صددرصد با خدا بود. بعد هم اسلام و پیغمبر
اکرم در مکه و بعد در مدینه و بالاخره پیروزی با پیغمبر بود. «وَ لا تَهِنُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ کنْتُمْ
مُؤْمِنینَ»
و صلّی الله علی
محمّد و آل محمّد
[1]. آل عمران،
139 و 140: «و اگر مؤمنید، سستى مکنید و غمگین مشوید، که شما برترید، اگر به شما
آسیبى رسیده، آن قوم را نیز آسیبى نظیر آن رسید؛ و ما این روزها[ى شکست و پیروزى]
را میان مردم به نوبت مىگردانیم [تا آنان پند گیرند] و خداوند کسانى را که
[واقعاً] ایمان آوردهاند معلوم بدارد، و از میان شما گواهانى بگیرد، و خداوند ستمکاران
را دوست نمىدارد.»
[2]. روم، 47: «و
یارىکردن مؤمنان بر ما فرض است.»
[3]. نحل، 99: «چرا
که او را بر کسانى که ایمان آوردهاند، و بر پروردگارشان توکل مىکنند، تسلطى نیست.»