جستجو :
اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَ في كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَ ناصِراً وَ دَليلاً وَ عَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً
امروز: ۱۴۰۵ شنبه ۲۸ شهريور


 
  • درس اخلاق؛ انسان در قرآن، جلسۀ بیستم: سعادت و شقاوت انسان-4
  • پیام به مناسبت آیین شکوهمند تشییع پیکر پاک رهبر و قائد شهید امّت اسلامی«قدّس‌سرّه‌الشریف»
  • درس اخلاق؛ انسان در قرآن، جلسۀ نوزدهم: سعادت و شقاوت انسان-3
  • پیام در پی ارتحال آیت‌الله العظمی فیاض «قدّس‌سرّه‌الشّریف»
  • درس اخلاق؛ انسان در قرآن، جلسۀ هجدهم: سعادت و شقاوت انسان- 2
  • عرضه آثار و تألیفات معظّم‌له در نمایشگاه مجازی کتاب
  • پیام به مناسبت اربعین شهادت رهبر و قائد امّت اسلامی حضرت آیت‌الله العظمی خامنه ای«قدّس‌سرّه»
  • پیام در پی شهادت سیاستمدار خردمند و متعهّد، شهید دکتر علی لاریجانی«رضوان‌الله‌علیه»
  • پیام در خصوص انتخاب رهبر جدید جمهوری اسلامی ایران

  • -->

    عنوان درس: شرح آيات 133 تا 136 سورۀ مبارکۀ آل عمران
    موضوع درس:
    شماره درس:
    تاريخ درس: ۱۴۰۵/۶/۲۳

    متن درس:

    أعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجیم

    بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِ

    رب اشرح لی صدری و یسرلی أمری وَحلُل عقدة من لسانی یفقهوا قولی

     

    راجع به آیه 133 و 134 و 135 که مربوط به توبه است، مقداری صحبت کردم و بنا شد که امروز آیات را از رو معنا کنم.

    می‌فرماید:

    «وَ سارِعُوا إِلى‏ مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّکمْ»؛ مسارعت کنید به آمرزش خدا. به جای اینکه بگوید مسارعت کنید به توبه، می‌فرماید سرعت عمل به مغفرت. یک معنایش اینست که اگر توبه آمد، گناه هرچه بزرگ و گناه هرچه فراوان، خدا می‌آمرزد؛ لذا به جای «سارِعُوا الی توبه» می‌فرماید: «وَ سارِعُوا إِلى‏ مَغْفِرَةٍ». بعد هم فوراً توبه می‌خواهد. یعنی همان وقت که گناه می‌کند، فوراً توبه کند؛ لذا در آن آیات می‌گوید «مِن قریب» و در همین آیه اول می‌فرماید مسارعة. اگر گناهی آمد، فوراً توبه و عذرخواهی از خدا کند.

    «وَ جَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ»؛ مغرفتی که مترتب می‌شود بر او، بهشت. یعنی اگر انسان توبۀ واقعی کند، درحالی که واجب جهنم بوده، واجب بهشت می‌شود. آن بهشتی که به اندازۀ تمام عالم وجود است. این خیلی معنا دارد. مثلاً این کرۀ زمین با این پهناوری، به نسبت منظومه‌های دیگر، یک ریگ در بیابان یا یک قطره از دریاست. حال این تازه آسمان اول است. آسمان اول با این همه پهناوری، یک قطره از دریای آسمان دوم است و همینطور تا آسمان هفتم. تقریباً این کرۀ زمین ما به نسبت عالم وجود، یک اتم از کهکشان‌ها می‌شود. یک ذره از دریاها می‌شود. حال بهشت به اندازۀ همۀ عالم وجود است و این خیلی معنا دارد. حال نحوۀ وجودش هم از همین جا می‌فرماید: «وَ سارِعُوا إِلى‏ مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّکمْ وَ جَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقینَ»؛ معلوم می‌شود که بهشت هست. الاّ اینکه از آیات دیگر معلوم می‌شود که الان بهشت هست، اما نعمت‌هایش را ما باید تهیه کنیم. اعمال ما نعمت‌های بهشت است، چنانچه جهنم نیز «أُعِدَّتْ لِلْکافِرین‏» «أُعِدَّتْ لِلْفاسقین‏» «أُعِدَّتْ لِلْمجرمین» زیاد استعمال شده است. بهشت مهیاست و بهشت ساخته شده برای کافر و نه برای مسلمان. اگر مسلمان جهنم برود، خلاف قاعده است و مسلمان نباید به جهنم برود. بهشت برای مؤمن ساخته شده و جهنم هم برای کافر ساخته شده است. مؤمن نباید جهنم برود. اما علی کل حال اینجا که می‌فرماید: «أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقینَ»؛ یعنی بهشت هست. بهشت هست و مهیاست که اعمال ما در بهشت،‌نعمت‌های بهشت شود. حال متقی کیست؟

    اینجا می‌فرماید: «وَ سارِعُوا إِلى‏ مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّکمْ وَ جَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقینَ، الَّذینَ ینْفِقُونَ فِی السَّرَّاءِ وَ الضَّرَّاءِ»؛ صفت اول متقی اینست که دیگر گراست. چه خودش داشته باشد و چه نداشته باشد. چه خود در مضیقه باشد و چه نباشد، باید به فکر دیگران هم باشد، به هر اندازه که می‌شود. یعنی در وقتی امکانات دارد، باید انفاق کند و در وقتی که امکانات ندارد و خودش فقیر است، باز باید انفاق کند.

    «وَ الْکاظِمینَ الْغَیظَ»؛ صفت دوم متقی آنست که کظم غیظ کند و تسلط بر اعصاب داشته باشد. ناراحت نمی‌شود و تندی نمی‌کند و بدزبان نیست. مسلط بر زبان و اعصابش است و به عبارت دیگر، مؤمن آنست که تقوایش نمی‌گذارد این غضب کند.

    «وَ الْعافینَ عَنِ النَّاسِ»؛ اگر به او بدی کردند، این عفو می‌کند. حال در خانه باشد، با بچه‌هایش باشد، با رفقایش باشد یا با همکارانش باشد. این صفت عفو و گذشت و مهربانی را دارد.

    «وَ اللَّهُ یحِبُّ الْمُحْسِنینَ»؛ بالاتر از اینهاست. یک مؤمن علاوه بر اینکه عفو می‌کند، باید صفح کند. اصلاً نادیده بگیرد. ولی عمده این «وَ اللَّهُ یحِبُّ الْمُحْسِنینَ» است. اگر به او بدی کردند، او خوبی کند و کینه‌توز نباشد. مهربانی او به اندازه‌ای باشد که اگر کسی به او بدی کرد، گریه کند که چرا او بدی کرده و جهنمی شده است و به جای او خوبی کند و دعایش کند و علاوه بر دعا کردن، به او خدمت کند برای اینکه او بدی کرده است. در روایت داریم: «أحْسِنْ إلى مَن أساءَ إلَیک»؛ اگر به تو بدی کردند، تو خوبی کن.

    «وَ الَّذینَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَکرُوا اللَّهَ»؛ پنجمین صفت اینکه اگر گناه کند و گناه علنی باشد، مثل اینکه العیاذبالله زن لختی باشد و یا در میان مردم غیبت می‌کند و تهمت می‌زند و بدزبان است به این فاحشه می‌گویند و یا در خانه‌اش گناه می‌کند یعنی گناه غیرعلنی. به عبارت دیگر هر گناهی می‌کند، فوراً «ذَکرُوالله»؛ این «ذَکرُوالله» نکته خوبی دارد و اینکه وقتی انسان گناه می‌کند، توجه می‌کند که در محضر خداست و در محضر خدا گناه کرده است. همه جا محضر خداست و ما در محضر خدائیم، چه در خلوت و چه در جلوت و وقتی گناه می‌کنیم در محضر خدا مخالفت خدا کردیم. پس «ذَکرُوالله»؛ به یاد خدا بیفتد.

    «فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ»؛ وقتی درک کرد که در محضر خداست، استغفار می‌کند. این دوباره تکرار همان «وَ سارِعُوا إِلى‏ مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّکمْ» است که اول گفت «وَ سارِعُوا إِلى‏ مَغْفِرَةٍ» و باز برای متقی می‌گوید اگر گناه کرد، فوراً «ذَکرُواللهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ».

    «وَ مَنْ یغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللَّهُ»؛ این ترغیب است در اینکه ما توبه کنیم. یعنی خدا گناه را می‌بخشد. وقتی خدا گناه را می‌بخشد، پس اگر ما گناه کردیم، فوراً توبه کنیم.

    «وَ مَنْ یغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللَّهُ»؛ حال اگر گناه کرد، توبه کند.

    «وَ لَمْ یصِرُّوا عَلى‏ ما فَعَلُوا»؛ مواظب باشد یک دفعه در سرازیری گناه نیفتد. من بعضی اوقات به جوان‌ها نصیحت می‌کنم و می‌گویم گناه نکنید. گناه موجب سقوط است. حال اگر گناه کردید، مواظب باشید در سرازیری گناه نیفتید. انسان اگر در سرازیری گناه بیفتد، و گناه روی گناه بیاید، منجر به بدبختیها می‌شود. لذا این «وَ لَمْ یصِرُّوا عَلى‏ ما فَعَلُوا»؛ اینکه اصرار بر گناه نداشته باشد، در قرآن زیاد آمده است.

    «وَ هُمْ یعْلَمُونَ» گناه اگر روی جهالت باشد و روی غفلت باشد، قابل جبران است اما اگر دانسته روی عناد و  لجاج باشد، توبه کردن خیلی مشکل است. یعنی معمولاً اگر انسان دانسته گناه کند، یعنی روی عناد و لجاج گناه کند، اگر توبه کند توبه‌اش پذیرفته می‌شود اما مشکل است. لذا در آن آیه می‌فرماید: «إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَى اللَّهِ لِلَّذینَ یعْمَلُونَ السُّوءَ بِجَهالَة»[1]

    توبه از کسی است که گناهش ازروی غلبه شهوت یا غلبه هوی و هوس باشد و نه اینکه دانسته و فهمیده گناه کند. «وَ هُمْ یعْلَمُونَ» هم اشاره به آنست که مواظب باشید یک دفعه از روی عناد و لجاج گناه نباشد که اگز از روی عناد و لجاج شد، توبه کردن مشکل است.

    «أُولئِک جَزاؤُهُمْ مَغْفِرَةٌ مِنْ رَبِّهِمْ»؛ جزایش اینست که اگر توبه کرد، پروردگار عالم می‌آمرزد. گناه هرچه بزرگ و گناه هرچه فراوان، به راستی اگر توبه کرد، پاداش او آمرزش خداست.

    «وَ جَنَّاتٌ»؛ حال بهشت‌ها به او داده می‌شود. توبه مراتب دارد. گاهی بهشت معمولی به او می‌دهند و گاهی بهشت عدن به او می‌دهند و گاهی بهشت رضوان به او می‌دهند و گاهی هم یک لحظه راه صدساله را می‌پیماید و از اولیاء الله می‌شود و مقام عنداللهی به او می‌دهند. «وَ جَنَّاتٌ تَجْری»؛ یعنی بهشتها به او می‌دهند. این بهشتها روی توبه و  فرد فرق می‌کند.

    «وَ جَنَّاتٌ تَجری مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدینَ فیها»؛ وقتی در بهشت برود، همیشه در بهشت است.

    در جهنم کفار همیشه در جهنم هستند و هیزم جهنم هستند. طوری خودشان را در دنیا ساختند که مثل سنگی که آتش گیران است، اینطور برای جهنم هستند. و اما غیرکفار یعنی شیعه. البته سنی و کفار تفاوتی نمی‌کنند. اینکه می‌گوییم کفار و مسلمان، این مسلمان یعنی شیعه. شیعیان اگر بشود، وقتی گناه می‌کنند، اگر بشود در این دنیا پاکشان کرد، در این دنیا آنها را پاک می‌کنند؛ لذا بلا روی بلا و مشکل روی مشکل به آنها می‌دهند تا پاک شوند. اگر نشود، دم مرگ، حساب جان کندن و سختی جان کندن و اینها از الطاف خفیه خداست. دم مرگ دو سه روز سختی می‌کشد تا بمیرد. آنجا پاک می‌شود. اگر نشود،‌ در قبر و باز اگر نشود، در عالم برزخ. آنجا پاکشان می‌کند. اگر خیلی بدبخت بوده، روز قیامت اگر بشود، مورد شفاعت اهل‌بیت واقع شود. یک دفعه هم لیاقت شفاعت ندارد،‌مثل آدم بی‌نماز که لیاقت شفاعت ندارد.

    امام صادق«سلام‌الله‌علیه» دم مرگ همه را جمع کرد و فرمود: «لاتَنالوا شَفاعَتُنا مَنِ‌ استَخَفَّ بِالصلاة»؛ کسی که نماز را سبک بشمارد، مورد شفاعت ما اهل‌بیت واقع نمی‌شود. مثلاً نماز نمی‌خواند یا نماز بد می‌خواند. خمس نمی‌دهد، رشوه می‌خورد و حق‌الناس به ذمه‌اش است. این نمی‌تواند مورد شفاعت واقع شود. این باید به جهنم برود. وقتی به جهنم برود، آنجا می‌سوزد تا پاک شود. مثل سنگ معدنی که باید در کوره چندین هزار درجه‌ای برود و آلودگی‌هایش گرفته شود، آتش جهنم برای مؤمن اینطور است. حضرت امام«قدّس‌سرّه» می‌گفتند جهنم از الطاف خفیه خداست. لطفش از بهشت بالاتر است. برای اینکه آتش جهنم آدم می‌سازد و این در جهنم پاک می‌شود. وقتی پاک شد و لیاقت شفاعت داشت، یکی از ائمه طاهرین یا خود پیغمبر می‌ایند و این را از جهنم بیرون می‌آورند و در آب کوثر می‌اندازند و حسابی زیبا می‌شود و او را به بهشت می‌آورند. «وَ جَنَّاتٌ تَجری مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدینَ فیها»؛ وقتی به بهشت رفت، همیشگی است.

    «وَ نِعْمَ أَجْرُ الْعامِلینَ»؛ چه اجر خوبی! برای کسی که به راستی برای بهشت کار کرده باشد.

    و صلّی الله علی محمّد و آل محمّد



    [1]. نساء، 17: «توبه، نزد خداوند، تنها براى کسانى است که از روى نادانى مرتکب گناه مى‏شوند.»


    چاپ دانلود فايل صوتي
    احکام
    اخلاق
    اعتقادات
    اسرار حج
    مناسک حج
    صوت
    فيلم
    عکس

    هر گونه استفاده از مطالب این سایت با ذکر منبع بلامانع می باشد.
    دفتر مرجع عاليقدر حضرت آية الله العظمى مظاهری «مدّظلّه‌العالی»
    آدرس دفتر اصفهان: خيابان عبد الرزاق – کوی شهيد بنی لوحی - کد پستی : 99581 - 81486
    تلفن : 34494691 -031          نمابر: 34494695 -031
    آدرس دفتر قم :خیابان شهدا(صفائیه)- کوی ممتاز- کوچۀ شماره 1(لسانی)- انتهای بن‌بست- پلاک 41
    تلفن 37743595-025 کدپستی 3715617365