جستجو :
اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَ في كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَ ناصِراً وَ دَليلاً وَ عَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً
امروز: ۱۴۰۵ سه شنبه ۵ خرداد


 
  • پیام به مناسبت اربعین شهادت رهبر و قائد امّت اسلامی حضرت آیت‌الله العظمی خامنه ای«قدّس‌سرّه»
  • پیام در پی شهادت سیاستمدار خردمند و متعهّد، شهید دکتر علی لاریجانی«رضوان‌الله‌علیه»
  • پیام در خصوص انتخاب رهبر جدید جمهوری اسلامی ایران
  • پیام در پی فاجعۀ شهادت اسفناک رهبر معظم انقلاب اسلامی«قدّس‌سرّه‌»
  • آیت‌الله العظمی مظاهری به سبب تشدید بیماری کلیوی در بیمارستان‌ بستری شدند. 1404/12/9
  • درس اخلاق؛ انسان در قرآن، جلسۀ هفدهم: انسان فطرتاً سعیید است شقی؟
  • پیام خطاب به حضرت آیت‌الله‌العظمی سیستانی«مدّظلّه‌العالی»
  • پیام در پی وقایع تلخ اخیر و حضور آگاهانۀ ملّت بزرگ ایران در برابر دشمنان
  • درس اخلاق؛ انسان در قرآن، جلسۀ شانزدهم: حرکت انسان در صراط مستقیم

  • -->

    درس اخلاق؛ انسان در قرآن، جلسۀ هفدهم: انسان فطرتاً سعیید است شقی؟

    بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِ

    «رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی وَ یسِّرْ لِی أَمْرِی وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانِی یفْقَهُوا قَوْلِی‏»

    بحث جلسات درس اخلاق در موضوع «انسان در قرآن» به اینجا رسید که قرآن کریم در آیاتی، مقامات ملکوتی و جایگاه معنوی انسان و نیز سعادت و نیک‌بختی او را متذکر شده است؛ در آیات دیگری نیز انسان را به شدّت نکوهش فرموده، خسارت، زیان، بدبختی و شقاوت را محیط بر او دانسته است.

     سپس مفاهیم آیات مزبور به این صورت جمع‌‌بندی شد که اگر انسان در راه مستقیم قرار گیرد و رابطه‌اش با خداوند محکم باشد، همان موجودی است که قرآن کریم از او تعریف و تمجید کرده، او را سعادتمند و خوشبخت شمرده است، وگرنه، شقاوتمند و بدبخت است و همان موجودی است که قرآن شریف او را مذمّت می‌فرماید.

    در این راستا، این سؤال مطرح است که آیا سعادت یا شقاوت انسان ذاتی است؟ آیا انسان بالفطره سعید یا شقی است؟ از نگاه دیگر، آیا انسان از نظر فطرت سعادتمند است یا شقاوتمند؟

    بعضی از حیوانات مثل گوسفند و آهو، ذاتاً بدون آزار و نافعند؛ شماری از جانوران مانند عقرب و گرگ نیز ذاتاً شرور و خطرناکند. سؤال این مبحث آن است که انسان به کدام دسته از حیوانات شبیه است؟ آیا از نظر فطرت، برای خودش و سایر مردم نافع است یا مثل گرگ درنده و شر است؟

    بعضی از صاحب نظران انسان را شقیّ بالفطره می‌دانند و می‌گویند: انسان ذاتاً شقاوت دارد و نیروی کنترل کننده‌ای او را کنترل می‌کند، وگرنه از نظر فطرت یک پلنگ است، یک مار است و به عبارت علمی‌ شقیّ بالفطره است.

    این نظریّه بعد از جنگ جهانی دوم، در بین دسته‌ای از فلاسفه، رواج یافت. به‌ویژه آنان که جنایت‌های بشر را در خلال جنگ جهانی دوم مشاهده کرده بودند، بر این فرضیه بیشتر پافشاری داشتند. آنها به‌طور عینی دیدند که افراد بی‌گناه فراوانی، به‌خاطر ریاست‌طلبی و برتری‌جویی اشخاص قلیلی، به خاک و خون کشیده شدند. دیدند دانشمندان با شکافتن اتم، بمب هسته‌ای تولید کردند و در اختیار نظامیان گذاشتند تا دو شهر بزرگ از کشور ژاپن را به تلّی از آتش و خاکستر مبدّل ساخته، شهروندان آن دو شهر را قتل عام کنند.

    در آن دوران گروهی از متفکّران تحت تأثیر جنایت‌ها و خیانت‌های بروز یافته از انسان، نتیجه گرفتند که انسان از نظر فطرت شقی است، مثل گرگ می‌درد و مثل مار و عقرب نیش می‌زند؛ و اگر بعضی از انسان‌ها سعیدند، اگر برخی آزار نمی‌رسانند و خیرخواهند، در اثر تربیت و متأثّر از عاملی مانند خانواده، چنین شده‌اند.

    در واقع آنها دربارۀ انسان گفتند:

    نیش عقرب، نه از ره کین است         اقتضای طبیعتش این است

    این یک نظریه است که با ریشه‌یابی علمی، معمولاً معلوم می‌شود که طرح این نظریه، از انباشت عقده‌های اجتماعی سرچشمه می‌گیرد.  

    مقارن با عالم و محدّث بزرگ شیعه، سید مرتضی«رحمت‌الله‌علیه»، شخصی به‌نام «ابوالعَلاء مُعَرّی» که ادیب و شاعر و فیلسوف بوده، در عراق زندگی می‌کرده است. او در حالی‌که از نظر فکری و عقیدتی دچار انحراف بوده، به‌خاطر تسلط علمی و نبوغش، مشمول احترام مرحوم سید مرتضی بوده است. در آثار ابوالعَلاء مُعَرّی عقیده به شقاوت ذاتی انسان مشاهده می‌شود. حتی نقل شده است که دم مرگ دستور داد روی سنگ قبرش بنویسید: «هذا مَن جَنا عَلَیه اَبوه و هُوَ لَم یَجِنِ عَلی اَحَد»، یعنی این کسی است که پدرش به او جنایت کرد و او به احدی جنایت نکرد. منظورش این است که پدرم ازدواج کرد و باعث شد من به‌دنیا بیایم و این یک جنایت بود، ولی من برای آنکه با تولید مثل جنایت دیگری مرتکب نشوم، از ازدواج خودداری کردم. از نظر او، آمدن انسان به دنیا، به‌غیر از جنایت و خیانت، حاصلی ندارد و انسان بالفطره شقاوتمند و شرور است.

    افراد معتقد به شقاوت ذاتی انسان، کم‌کم برای اثبات عقیدۀ خود به تعالیم دینی نیز متمسّک شدند. مثلاً برخی از آنها آیه‌ای که در آن از قول فرشتگان گفته شده است: آدمیان خون‌ریز و فاسدند را شاهد قرار دادند.

    در جلسات قبلی این مبحث بیان شد که هنگام خلقت انسان و بعد از آنکه خداوند تعالی فرمود: انسان را در زمین خلیفه قرار می‌دهم، ملائکه به خدا اعتراض کردند که می‌خواهی موجودی را در روی کرۀ زمین خلیفه قرار دهی که آدم‌کشی می‌کند و عامل ایجاد مفسده است، در حالی‌که ما تو را تسبیح و تقدیس می‌کنیم. خداوند نیز خطاب به ملائکه فرمود: من چیزی را می‌دانم كه شما نمی دانید: «وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَليفَةً قالُوا أَ تَجْعَلُ فيها مَنْ يُفْسِدُ فيها وَ يَسْفِكُ الدِّماءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَ نُقَدِّسُ لَكَ قالَ إِنِّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ»[1].

    بالأخره پروردگار عالم به آنها فهماند که انسان می‌تواند مظهر اسماء و صفات حق شده، از این راه خلیفة‌الله گردد.

    برخی از متفکران برای اثبات شقاوت ذاتی انسان به این آیۀ شریفه تمسّک کرده و گفته‌اند: انسان ذاتاً فاسد و خون‌ریز است و چنانچه او را رها سازند، درنده‌ای است که به هیچ کس و هیچ چیز رحم نمی‌کند. همچنین آنان به آیاتی مثل «إِنَّ الْإِنْسانَ لَظَلُومٌ كَفَّارٌ»[2] متمسّک شده، گفته‌اند: انسان خیلی ظالم است، هم به خودش، هم به خلق خدا، هم به خود خدا؛ علاوه بر اینکه ظالم است، خیلی ناسپاس و بی‌وفاست.

    طبق نظریّۀ دیگر در این زمینه که بیشتر از سوی متفکّران و فلاسفۀ اهل دیانت مطرح شده، انسان از نظر فطرت، سعید است. فیلسوفان و حکمای بزرگی نظیر شیخ الرئیس ابن‌سینا و صدرالمتألّهین یا برخی از محدّثین و فقهای بلند مرتبه مانند شیخ کلینی، شیخ صدوق و علامه مجلسی، با عقیده به نظریّۀ دوّم می‌گویند: انسان سعید بالفطره است، به‌بیان دیگر، در ذات انسان سعادت خوابیده، مگر اینکه آن فطرت از بین برود یا کارکردش را از دست بدهد. اگر رذائلی مثل دنیاگرایی و ریاست‌دوستی بر فطرت انسان غلبه یابد، برای فطرت حجاب می‌شود و این حجاب، مانع سعادت او خواهد شد.

    رسوخ رذائل نفسانی و صفات ناپسند، از قبیل کبر، بخل، کینه و حسد، در دل انسان، سبب می‌شود که سعادت و نیک‌بختی او از بین برود و شقاوت جایگزین آن گردد؛ حتی ممکن است برادر، برادرش را بکشد یا انسانی، افراد فراوان و بی‌گناه دیگری را نابود سازد.

    معتقدین به این نظریه نیز برای اثبات آن، به‌تعالیم دینی تمسّک جسته‌اند. مثلاً از روایتی که در بین اهل علم و در کتاب‌های روایی مشهور است، استفاده کرده‌اند. بنا بر آن روایت، پیغمبر اکرم«صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم» می‌فرمایند: «كُلُّ مَوْلُودٍ يُولَدُ عَلَى اَلْفِطْرَةِ وَ إِنَّمَا أَبَوَاهُ يُهَوِّدَانِهِ وَ يُنَصِّرَانِهِ وَ يُمَجِّسَانِهِ»[3]، یعنی هر کودکی که به‌دنیا می‌آید، فطرتش فطرت اسلام و فطرت خدایی است، مگر اینکه پدر و مادرش او را یهودی، نصرانی یا مجوسی تربیت کنند.

    در روایت دیگری، ولادت نوزاد بر اساس فطرت، معنا شده است. پیامبر گرامی«صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم» می‌فرمایند: «كُلُّ مَوْلُودٍ يُولَدُ عَلَى اَلْفِطْرَةِ»؛ هر نوزادى بر اساس فطرتش متولد مى‏شود، يعنى اینکه او از بدو تولّد خداوند تعالی را خالق خود مي‌داند. چنانکه قرآن کریم می‌فرماید: «وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ لَيَقُولُنَ‏ اللَّهُ‏»[4]؛ اگر از آنها بپرسى، آسمان‌ها و زمين را چه کسی آفريده؟ بدون تردید خواهند گفت: خداوند.[5]

     بر این پایه، انسان ذاتاً سعادتمند است و از ابتدای تولّد، فطرت توحیدی، فطرت انسانیّت، فطرت آدمیّت، فطرت خیرخواهی و بالاخره فطرت دیگرگرایی دارد، نه فطرت شرک، نه فطرت خودخواهی، و نه فطرت شقاوت و بدبختی؛ ولی اگر در تربیت او را وارونه سازند، شقاوتمند خواهد شد. اگر کسی بر اساس خوی رذیلت و خوی استکباری تربیت شود، فطرت و ذات سعید خود را از دست داده، مستکبر و فاسد می‌شود. سردمداران استکبار جهانی یا رزیم صهیونیستی، با خوی استکباری تربیت یافته‌اند و فطرت سعید خود را از بین برده‌ و به‌جای سعادت، به‌شقاوت دنیا و آخرت رسیده‌اند.

    بنابراین طبق نظریّۀ دوّم، انسان از نظر فطرت پاک است و اگر ناپاکی از بعضی از آدمیان دیده می‌شود، در اثر تربیت پدر و مادر، در اثر کوتاهی پدر و مادر یا در اثر ناهنجاری محیط و اجتماع است.

    نظریّۀ  سومی‌ هم در آثار و کلام برخی از متفکّران دیده می‌شود که طبق آن، انسان، نه سعید بالفطره و نه شقیّ بالفطره است، بلکه وقتی به دنیا می‌آید، مثل آب بی‌رنگ است و هر رنگی به او بدهند، همان رنگ را می‌گیرد و سعادتمند یا شقاوتمند می‌شود. 

    گروهی از اندیشمندان نیز بر این باورند که آدمیان دو دسته‌اند؛ یک دسته، از نظر فطرت سعید و خوشبخت و دستۀ دیگر، از نظر فطرت، شقی و بدبختند.

    این بحث ناقص است و در جلسۀ بعدی لازم است به‌تشریح بیشتر نظریّۀ سوّم و چهارم و جمع‌بندی بحث پرداخته شود.  

     



    [1]. بقره، 30: «و چون پروردگار تو به فرشتگان گفت: من در زمين جانشينى خواهم گماشت، [فرشتگان‏] گفتند: آيا در آن كسى را مى‏گمارى كه در آن فساد انگيزد، و خون‌ها بريزد؟ و حال آنكه ما با ستايش تو، [تو را] تنزيه مى‏كنيم؛ و به تقديست مى‏پردازيم. فرمود: من چيزى مى‏دانم كه شما نمى‏دانيد.»

    [2]. ابراهیم، 34: «قطعاً انسان ستم‏پيشه ناسپاس است.»

    [3]. عدة الداعی، ص332.

    [4] لقمان، 25: «و اگر از آنها بپرسى: چه كسى آسمان‌ها و زمين را آفريده است؟ مسلّماً خواهند گفت: خدا.»

    [5] . الكافی، ج‏2، ص13.

     

    آرشيوچاپ
    احکام
    اخلاق
    اعتقادات
    اسرار حج
    مناسک حج
    صوت
    فيلم
    عکس

    هر گونه استفاده از مطالب این سایت با ذکر منبع بلامانع می باشد.
    دفتر مرجع عاليقدر حضرت آية الله العظمى مظاهری «مدّظلّه‌العالی»
    آدرس دفتر اصفهان: خيابان عبد الرزاق – کوی شهيد بنی لوحی - کد پستی : 99581 - 81486
    تلفن : 34494691 -031          نمابر: 34494695 -031
    آدرس دفتر قم :خیابان شهدا(صفائیه)- کوی ممتاز- کوچۀ شماره 1(لسانی)- انتهای بن‌بست- پلاک 41
    تلفن 37743595-025 کدپستی 3715617365