عنوان: آیا جلسۀ استراحت واجب است؟
شرح:

أَعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي وَ يَسِّرْ لِي أَمْرِي وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانِي يَفْقَهُوا قَوْلِي.

 

مسئلۀ دیروز دربارۀ جلسۀ استراحت بود. یعنی در رکعت اول و رکعت سوم، آیا بعد از سجده، باید نشست و بدن آرام گرفت و برای رکعت دوم یا سوم بلند شد. یا اینکه می­تواند ذکر سجده­اش که تمام شد، بدون نشستن و مستقر شدن بدن، بلند شد. به این از نظر اصطلاح، جلسۀ استراحت می­گویند. حال آیا این جلسۀ استراحت واجب است یا نه؟!

عامه مقیدند که این جلسۀ استراحت را نداشته باشند. سجده که تمام شد، نیم­خیز بلند می­شوند برای رکعت دوم یا رکعت چهارم.

در میان خاصّه اختلاف است. یک دسته، جلسۀ استراحت را واجب می­دانند و این مشهور هم هست و می­گویند نشستن و استقرار بدن بعد از سجده واجب است. بعضی هم مستحب می­دانند و می­گویند کار خوبی است اما اگر ننشیند و بدن مستقر نشود و از سجده به جای اینکه به جلوس برود، قیام کند، نماز باطل نیست.

دیروز در این باره دو دسته روایت خواندم. یک دسته روایت می­فرمود جلسۀ استراحت واجب است و یک دسته از روایات می­فرمود جلسۀ استراحت واجب نیست بلکه مستحب است. آنها که می­گفتند واجب است، به روایات وجوب تمسک می­کردند و کسانی که می­گفتند مستحب است، تمسک به روایات استحباب می­کردند و جمع بین روایات می­کردند که یک دسته می­گوید واجب و یک دسته می­گوید مستحب، و جمع دلالی دارد و حمل ظاهر بر نصّ دارد، لذا جمع بین روایات می­گوید جلسۀ استراحت مستحب است و واجب نیست.

و اما چند روایت داریم که ین روایتها جمع دیگری می­کنند و آن هم جمع عرفی است و می­گوید به قرینۀ این روایتها، آن روایاتی که می­گوید جلسۀ استراحت واجب نیست، حمل می­کنیم بر تقیه؛ برای اینکه عامه حتی مقیدند که این جلسۀ استراحت را نداشته باشند و روایاتی که می­گوید جلسۀ استراحت لازم نیست، حمل بر تقیه می­شود، به قرینۀ این روایات. و بنا شد امروز بعضی از این روایاتی که دلالت بر تقیه می­کند را بخوانیم.

 

روایت 2 از باب 5 از ابواب السجود، مستدرک الوسائل، جلد 4، صفحه 456:

إذا رفعت رأسک من آخر سجدتک فی الصلاة قبل أن تقوم فاجلس جلسة، ثمَّ قُم، و لا تطیش من سجودک مبادرا إلی القیام کما یطیش هؤلاء الأقشاب.

روایت صحیح­السند و طولانی است و در ضمن روایت جلسۀ استراحت را می­فرماید.

وقتی می­خواهی برای رکعت دوم یا رکعت چهارم بلند شوی، بنشین تا بدن مستقر شود و سرعت نکن، مثل این آدمهای بی­خیر یعنی عامه مباش. تو شیعه و باخیر باش و جلسۀ استراحتی که آنها به جا نمی­آورند، تو به جا بیاور. می­فرمایند در سجده­ات سرعت نکن و از سجده به قیام نرو از سجده که برمی­خیری استراحت داشته باش؛ کما اینکه عامه چنین می­کنند.

طیش به معنای سرعت و أقشاب به معنای من لا خیر له است و معنایش اینست که مبادرت نکن و جلسۀ استراحت داشته باشد و مثل عامه نباش که خیری در آنها نیست و جلسۀ استراحت ندارند، و تو جلسۀ استراحت داشته باش.

 

روایت 5 از باب 5 از ابواب السجود، وسائل الشیعه، جلد 6، صفحه 347:

كان أمير المؤمنين عليه السّلام إذا رفع رأسه من السجود قعد حتّى يطمئنّ ثمَّ يقوم، فقیل له : یا أمیرالمؤمنین ، کان من قبلک أبوبکر وعمر إذا رفعوا رؤوسهم من السجود نهضوا على صدور أقدامهم کما تنهض الابل فقال امیرالمؤمنین علیه السّلام: إنّما یفعل ذلک أهل الجفا من الناس. ان هذا من توقیر الصلاة

امیرالمؤمنین «سلام­الله­علیه» جلسۀ استراحت داشتند. به امیرالمؤمنین گفتند یا امیرالمؤمنین! آنها جلسۀ استراحت نداشتند و مثل بلند شدن شتر بلند می­شدند یعنی از سجده به قیام می­رفتند. باید از سجده به جلوس و از جلوس به قیام بروند، اما این جلوس را نداشتند و از همان سجده، بلند می­شدند. شاید معنای حرف امیرالمؤمنین اینست که آدمهایی که حرف ولایت را نمی­شنوند، جفاکارند. اینها حرف ما را نمی­شنوند و از خوددرآوری جلسۀ استراحت ندارند، درحالی که جلسۀ استراحت واجب است، لذا من جلسۀ استراحت دارم.

بنابراین اگر هیچ نداشتیم جز این دو روایت، جمع بین روایات اینست که به آن دسته که می­گفت واجب است، عمل می­کردیم و آن دسته که می­گفت واجب نیست، حمل بر تقیه می­کردیم و جلسۀ استراحت مثل خود سجده و مثل بلند شدن از رکوع و آرام گرفتن بدن و رفتن به سجده و مثل نشستن بین سجدتین، واجب می­شد و همینطور که آنها واجب است و اگر نیاوریم، نماز باطل است، در اینجا هم استقرار بعد سجدتین در رکعت اول و سوم باید باشد. لذا اینکه مرحوم سیّد «رضوان­الله­تعالی­علیه» احتیاط وجوب می‌کند و بعد هم فتوا می­دهند، برای اینست که ظاهراً انسان یقین پیدا می­کند که روایاتی که می­گوید جلسۀ استراحت نباشد، حمل بر تقیه می­شود و جلسۀ استراحتی که روایت می­گوید واجب است، مانند سایر واجبات طمأنینه است و اگر ما طمأنینه را در همه جا واجب بدانیم به غیر از اینجا، معلوم است که درست نیست و مرحوم سیّد اگر از اول فرموده بودند جلسۀ استراحت واجب است علی الأقوی لأنّه من الطمأنینه فی الصلاة و قد مرّ اینکه طمأنینه در نماز واجب است. اگر این جمله را فرموده بودند، بهتر از این بود که بگویند احتیاطاً جلسۀ استراحت را به جا بیاور و بعد بفرمایند که «وجوبه لا یخلو من قوّه». علی کل حال مرحوم سید با این حرفها جلسۀ استراحت را واجب دانستند، اما ما این جلسۀ استراحت را علاوه بر اینکه جزء طمأنینه و واجب می­دانیم، بلکه متابعت از اهل بیت می­دانیم و اگر گفتند نه، دیروز روایتش را خواندیم که امام «سلام­الله­علیه» فرمودند اگر دیدی من در میان اینها جلسۀ استراحت به جا نمی­آورم، کاری به من نداشته باش و همینطور که امر به آن شدید، پس جلسۀ استراحت را به جا بیاورید.

 

فصلٌ فی سایر أقسام السجود:

یجب السجود للسهو کما سیأتی مفصلا فی أحکام الخلل.

سجدۀ سهو داریم که مشهور در 5 مورد است، اما در پیش مرحوم سید «لکلّ زیادة و نقیصه» است.

 

مسئله 2:

یجب السجود على من قرأ إحدى آیاته الأربع فی السور الأربع وهی : الم تنزیل عند قوله، وحم فصلت عند قوله، والنجم والعلق وهی سورة «باسم اقرأ» عند ختمهما، وکذا یجب على المستمع لها بل السامع على الأظهر...

در قرآن چهار جا هست که وقتی آن آیه را خواندیم باید سجده کنیم و آن چهار آیه را می­فرمایند.

ایشان اگر جملۀ آخر را نفرموده بودند بهتر بود و بعد می­رسیم به اینکه اگر بعضی از آیۀ سجده را بخواند آیا سجده واجب هست یا نه، که بعضی گفتند واجب است؛ لذا مرحوم سیّد کلمۀ آخر در چهار جا را می­گویند اما ما نمی­گوییم برای اینکه احتمال دارد که سجده واجب باشد.

می­فرمایند وقتی آیۀ آخر را خواند، باید سجده به جا بیاورد. سجدۀ واجب برای آنچه خودش می­خواند واجب است و برای کسی که گوش می­دهد، واجب است؛ اما اگر به گوشش بخورد، آیا واجب است یا نه؟!

بعضی از روایات می­گوید واجب است و بعضی از روایات می­گوید واجب نیست.

 

روایت 1 از باب 43 از ابواب قرائة القرآن، وسائل الشیعه، جلد 6، صفحه 242:

صحیحه عَنْ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ عَنْ رَجُلٍ سَمِعَ اَلسَّجْدَةَ تُقْرَأُ قَالَ لاَ يَسْجُدُ إِلاَّ أَنْ يَكُونَ مُنْصِتاً لِقِرَاءَتِهِ مُسْتَمِعاً لَهَا أَوْ يُصَلِّيَ بِصَلاَتِهِ فَأَمَّا أَنْ يَكُونَ يُصَلِّي فِي نَاحِيَةٍ وَ أَنْتَ تُصَلِّي فِي نَاحِيَةٍ أُخْرَى فَلاَ تَسْجُدْ لِمَا سَمِعْتَ .

روایت حسابی دلالت می­کند بر اینکه استماع یا گفتنش واجب است، و اما اگر بشنود، واجب نیست؛ مثل اینکه نماز می­خواند و یکی هم قرآن می­خواند و به آیۀ سجده رسید و آیه را خواند. در اینجا چون این شخص نمی­خواسته گوش کند، سجده برایش لازم نیست.

و اما شهرت بسزایی از عامه هست که اینها در سماع و استماع و همۀ اینها واجب می­دانند و اگر ما برای شنیدن یا گوش دادن، سجده را واجب بدانیم، انصافاً کار خوبیست، اما اگر به راستی بخواهیم تقید به روایات داشته باشیم، روایت عبدالله بن سنان می‌‌گوید برای سماع واجب نیست اما برای مستمع واجب است. من خیال می­کنم روایت حمل بر تقیه می­شود. بعضیها مثل صاحب جواهر «رضوان­الله­تعالی­علیه» می­گوید روایت عبدالله بن سنان ضعیف است، برای اینکه محمد بن عیسی قمی در روایت است و این محمد بن عیسی قمی، تضعیف شده است. اما نمی­دانیم مراد صاحب جواهر و دیگران چیست، برای اینکه محمد بن عیسی علاوه بر اینکه از وکلای امام عسکری است، وکیل ناحیه در غیبت صغری هم هست و فوق­العاده جلالت دارد. اما تضعیفش کردند و برای اینکه غالی بوده، گفتند روایتش حجت نیست؛ درحالی که محمد بن عیسی قمی فوق العاده در پیش اهل رجال و فقها، محترم است و قولش را مثل قول امام «سلام­الله­علیه» تلقی بر قبول کردند و غُلُّوی هم از او ندیدیم. لذا روایت صحیح­السند و ظاهرالدلاله است که می‌گوید برای سماع واجب نیست اما برای مستمع واجب است اما چون شهرت می­گوید فرقی بین سماع و مستمع نیست، پس عمل به شهرت بهتر است.

صلّی الله علي محمّد وَ آل محمّد