عنوان: 1- آیا عدول از نمازی به نماز دیگر جایز است 2- نکته‌ی اخلاقی
شرح:

أَعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي وَ يَسِّرْ لِي أَمْرِي وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانِي يَفْقَهُوا قَوْلِي.

 

قبل از آنکه وارد مباحثه شوم، مصیبت بزرگ تخریب بقیع را به همۀ شما تسلیت می‌گویم و از طرف همۀ شما، این مصیبت بزرگ را به ساحت مقدس حضرت ولی عصر «اروحنافداه» تسلیت می‌گویم؛ و از پروردگار عالم می‌خواهم که ان شاء الله به دست ما ایرانیها که الحمدلله تعمیر قبور ائمه و امامزاده­ها به دست ایرانی بوده است؛ خود بقیع هم به دست ایرانیها تعمیر و حرم دار و گنبددار شد؛ ان شاء الله دوباره ببینیم بقیع مطهر مثل کربلای معلی، رواق دار و گنبددار شود و فوق­العاده اساسی تعمیر شود که به ائمۀ بقیع بخورد.

ما همیشه و مخصوصاً آن وقتی که می‌شد بر سر قبور ائمۀ طاهرین برویم، بر سر قبر می‌رفتیم و زیارت جامعه را برای بقیع، در آنجا می‌خواندیم، و دو سه مرتبه می‌گفتیم خدایا! آبادی بقیع را برسان. الان هم شیطنت اینها بیشتر شده و نمی‌گذارند که حجّاج نزدیک قبور شوند، ما در آن وقتها که نمی‌توانستیم سر قبور رویم، دو سه مرتبه از خدا می‌خواستیم و الان هم من از طرف همۀ شما عزیزان، از خدا می‌خواهم که این آبادی بقیع را مثل آبادیهای کربلا و نجف به دست ما ایرانیها ساخته شود؛ و می‌دانید که اگر دشمن اجازه بدهد، یک سال طول نمی‌کشد که بقیع ما، نظیر کربلا می‌شود. به امید آن روز، ان شاء الله

 

مسئله 20:

لا یجوز العدول من صلاة إلی اخری إلّافی موارد خاصّة:‏

‏‏أحدها: فی الصلاتین المرتّبتین کالظهرین و العشاءین إذا دخل فی الثانیة قبل‏ ‏الاُولی،عدل إلیها بعد التذکّر فی الأثناء إذا لم یتجاوز محلّ العدول،و أمّا إذا ‏تجاوز کما إذا دخل فی رکوع الرابعة من العشاء فتذکّر ترک المغرب،فإنّه ‏لا یجوز العدول لعدم بقاء محلّه فیتمّها عشاء ثمّ یصلّی المغرب ویعید العشاء ‏أیضاً احتیاطاً،و أمّا إذا دخل فی قیام الرابعة ولم یرکع بعد،فالظاهر بقاء محلّ ‏ ‏العدول، فیهدم القیام ویتمّها بنیّة المغرب.‏

الثانی:إذا کان علیه صلاتان أو أزید قضاء،فشرع فی اللاحقة قبل السابقة ‏ ‏یعدل إلیها مع عدم تجاوز محلّ العدول،کما إذا دخل فی الظهر أو العصر فتذکّر ‏ ‏ترک الصبح القضائی السابق علی الظهر و العصر،و أمّا إذا تجاوز أتمّ ما بیده علی ‏ ‏الأحوط،ویأتی بالسابقة ویعید اللاحقة کما مرّ فی الأدائیّتین،وکذا لو دخل فی ‏ ‏العصر فذکر ترک الظهر السابقة،فإنّه یعدل.‏

مسئلۀ امروزمان یک مباحثۀ تقریباً ضروری و اجماع و بلااشکال است و اینکه عدول از نماز به نماز دیگر جایز نیست؛ نماز مستحب باشد یا نماز واجب باشد. الاّ در موارد خاصی. دو مورد آن راجع به نماز ظهر و عصر و مغرب و عشاست. اینکه اگر نماز ظهر خواند و اشتباهاً نیت نماز عصر کرد، اگر نماز تمام شده، نماز عصر درست است و این باید نماز ظهر بخواند، و از جاهایی که نماز ظهر و عصر برعکس شده و اول عصر و بعد نماز ظهر شده، در اینجاست. همچنین در مغرب و عشا نیز چنین است؛ و اگر در وسط نماز یادش آمد، واجب است که عدول کند. مثلاً از نماز عشا به نماز مغرب یا از نماز مغرب به نماز ظهر عدول کند. آیا این عدول واجب است؟!

مرحوم سیّد «رضوان­الله­تعالی­علیه» در اینجا می‌فرمایند واجب است. می‌فرمایند باید این کار را بکند.

مثلاً نماز ظهر را نخوانده و نیت نماز عصر کرد و بعد از نماز یادش آمد، آنگاه نماز عصرش درست است و نماز ظهر را می‌خواند و نماز عصر مقدم بر نماز ظهر شده و مانعی ندارد؛ اما اگر در وسط یادش آمد، باید عدول کند از نماز عصر به نماز ظهر.

دلیلی برای وجوب پیدا نکردیم، لذا اگر اشتباهاً نماز ظهر را نخوانده و برای نماز عصر نیت کرد و در وسط یادش آمد، به همان نماز عصر تمام کند و بعد نماز ظهر را بخواند؛ چنانچه اگر بعد نماز یادش آمد، نماز عصرش درست است و نماز ظهر را می‌خواند. «إلاّ أنّ هذه قبل هذه» شرط ذکری است؛ لذا ما می‌گوییم شرط ذُکری است و اگر در وسط نماز هم یادش آمد، می‌تواند عدول کند یا عدول نکند. اگر عدول کند، نماز عصرش، نماز ظهر می‌شود و اگر عدول نکند، نماز عصرش را اشتباهاً خوانده و بعده هم نماز ظهرش را می‌خواند و بلااشکال است.

مسئله اینست که:

لا یجوز العدول من صلاة إلی اخری إلّافی موارد خاصّة...‏

در مسائل قبل که خواندیم، فرمود باید اول نماز ظهر و بعد نماز عصر باشد، مگر اینکه کسی اشتباهاً به جای نماز ظهر، نماز عصر را بخواند و بعد بفهمد که نماز ظهر را نخوانده است. آنگاه نمازش درست است و ترتیب هم ترکیب ذُکری بوده و نماز ظهر و عصر درست است.

در آنجا راجع به کسی است که نماز را از اول تا آخر بخواند. مسئلۀ ما، اینست که در وسط نماز متوجه شود. در مسئلۀ قبل گفتیم ندانسته و به تخیل اینکه نماز ظهر را خوانده، نماز عصر را نیت کرده و بعد نماز عصر تمام شد و فهمید که نماز ظهر را نخوانده است. آنگاه نماز ظهر درست است، ولو اینکه ترتیب «الا انّ هذه قبل هذه» می‌گوید باید نماز ظهر قبل نماز عصر باشد. اما در مانحن فیه فهمیده می‌شود که این تقدم و تأخر شرط ذکری است و اگر عمداً نماز عصر را قبل نماز ظهر بخواند، باطل است؛ اما اگر سهواً قبل از نماز ظهر، نماز عصر را بخواند، یا نماز عشا را قبل از نماز مغرب بخواند، اشکال ندارد. مرحوم سید مسئله را قبول دارند الاّ اینکه می‌فرمایند اگر کسی در وسط متوجه شد، واجب است که عدول کند. ولی دلیلی بر این وجوب نداریم. پس می‌تواند نماز عصر را بخواند و بعد هم نماز ظهر را بخواند، و این شرط ذُکری را به جا نیاورده و اشکال ندارد.

‏‏الثالث: إذا دخل فی الحاضرة فذکر أنّ علیه قضاء، فإنّه یجوز له أن یعدل إلی ‏ ‏القضاء إذا لم یتجاوز محلّ العدول،والعدول فی هذه الصورة علی وجه الجواز ‏بل الاستحباب‏،بخلاف الصورتین الأوّلتین فإنّه علی وجه الوجوب.

نماز صبحش قضا شده و الان می‌خواهد نماز صبح را بخواند و هم نماز ظهر و عصر را ادا بخواند و یادش رفت و نماز ظهر یا عصر را شروع کرد و یادش آمد که نماز صبح را نخوانده است. در اینجا می‌تواند عدول کند اما جوازاً. در اینجا وجوب نیست، بلکه جایز است. یعنی می‌تواند عدول کند به نماز قضا و بر سر دو رکعت هم سلام دهد و بعد نماز ظهر و عصرش را بخواند.

اگر یادتان باشد، مرحوم سیّد «رضوان­الله­تعالی­علیه» از جمله افرادیست که ترتیب را شرط می‌داند. مسئله، مسئلۀ مهمی‌بود که سابقاً درباره­اش صحبت کردیم و اینکه ترتیب در نماز قضا واجب است، و اگر نتوانست چه کند، مسئلۀ مشکلی بود؛ و اما اگر کسی نماز صبح را نخوانده و الان می‌خواهد نماز ظهر بخواند، مرحوم سیّد فرمودند واجب است که اول نماز صبحش را بخواند و بعد نماز ظهر و عصر را بخواند. اما ما ترتیب را لازم ندانستیم و گفتیم که می‌تواند درحالی که نماز صبحش را نخوانده، نماز ظهر و عصر را بخواند. لذا مرحوم سیّد در اینجا به خلاف فتوایی که قبلاً داشتند، فتوا دادند؛ برای اینکه قبلاً می‌فرمودند ترتیب مثل نماز ظهر و عصر است، اگر کسی نماز ظهرش را نخوانده و متوجه است، باید اول نماز صبح را بخواند و بعد نماز ظهر و عصر را ادا بخواند. اما ما می‌گفتیم ترتیب لازم نیست و می‌تواند اول نماز ظهر و عصر را بخواند و قضا را هروقت که می‌خواهد، ولو دو سه روز دیگر بخواند. و اما در اینجا به جای آن وجوب، می‌فرمایند برگشتش به نحو جواز است و نه به نحو وجوب.

مسئله اینست که:

الثالث: إذا دخل فی الحاضرة فذکر أنّ علیه قضاء، فإنّه یجوز له أن یعدل إلی ‏ ‏القضاء إذا لم یتجاوز محلّ العدول،والعدول فی هذه الصورة علی وجه الجواز ‏بل الاستحباب‏، بخلاف الصورتین الأوّلتین فإنّه علی وجه الوجوب.

این بنا بر فتوای ما و فتوای مشهور درست است، اما بنا بر فتوای مرحوم سیّد باید بگویند: العدول فی هذه الصورة علی وجه الجواز بخلاف الصورتین الأولتین فإنه علی وجه الوجوب.

پس یا بگویید هر سه واجب است که مرحوم سیّد می‌گویند و یا بگویید که هر سه واجب نیست که ما می‌گوییم. بنابراین عدول در این سه صورت واجب نیست؛ مرحوم سید هم قائل به ترتیب است باید بگوید چه صورت اول و چه صورت دوم و چه صورت سوم، عدول واجب است؛ اما مثلاً واجب است در نماز ظهر و عصر؛ و اما جایز است در مثل نماز صبح قضا و نماز ظهر ادا.

 

درس اخلاق:

به تناسب عید فطر، روایت شریف و بسیار ارزنده برای ما طلبه­هاست. اول آن بار سنگینی برای ما طبه ها می‌آورد.

یکی از شیعیان که آشنا با امام صادق است، می‌گوید من رفتم در صف ایستادم که عیدی­ام را از منصور دوانیقی بگیرم. آقا امام صادق مجبور بودند که به عنوان عید به دیدن منصور دوانیقی بیایند. منصور دوانیقی دربار امام صادق بوده است. می‌گوید منصور دوانیقی رفت و ملاقات مختصری کرد و آمد از کسی که عیدی می‌گرفت، عیدی مرا گرفت و به من داد و گفت اینجا نایست. این ذلت برای تو و ذلت برای شیعه است. و اما یک نصیحت به این آقا کرد. فرمودند فلانی «الحسن لکل احدٍ حسن و منک أحسن لمکانک منّا، والقبیح لکلّ أحدٍ قبیح و منک أقبح لمکانک منّا». کار خوب از هر که سر بزند، خوب است، اما از خواص خوبتر است. کار بد هم از هرکه سر بزند، بد است؛ اما از خواص بدتر است. کنایه از اینکه نباید در صف عیدی گرفتن از منصور دوانیقی بایستی و تو نباید این قبح را به جا بیاوری.

خواندن نماز شب برای همه خوب است و خیلی روی آن سفارش شده است، اما برای ما خوبتر است. به اندازه­ای که بزرگان می‌گویند اگر طلبه نماز شب در زندگیش نباشد، نمی‌تواند این راه به این سختی را طی کند. «و من اللّیل فتهجّد به نافلة لک». اینکه پروردگار عالم مقام محمود بدهد، گفتند برای طلبه مقام محمود اینست که برسد به جایی که مروّج اسلام عزیز باشد.

خدمت به خلق خدا برای همه لازم است و اما برای ما طلبه­ها لازمتر است، برای اینکه از خواص هستیم، و برای اینکه مربوط به نظام هستیم.

همه باید مواظب زبانشان باشند. شخصی آمد خدمت پیغمبر اکرم و گفت یا رسول الله یک نصیحت به من بکن. فرمودند اگر بگویم عمل می‌کنی؟ گفت: بله. دوباره پیغمبر فرمودند اگر بگویم عمل می‌کنی؟ باز گفت بله. سومین بار پیغمبر فرمودند اگر بگویم عمل می‌کنی، گفت بله. فرمودند: مواظب زبانت باش. آنچه انسان را جهنمی‌می‌کند، زبان است. پس همه باید مواظب زبانمان باشیم، و حتی حرفهای بیهوده در زبانمان نباشد. در روایات فراوانی داریم که حرفهای بیهوده، فشار قبر دارد.

در روایتی داریم که پیغمبر اکرم در دفن جوانی شرکت کردند و خیلی روی قبر محکم کاری کردند. وقتی روی قبر را پوشاندند، کسی به مرده گفت بارک الله به تو که به دست پیغمبر اکرم به خاک رفتی. پیغمبر اکرم به همه فرمودند قبر فشاری به او داد. گفتند یا رسول الله! آدم خوبی بود. فرمود: بله، اما مالایعنی زیاد داشت، یعنی حرفهای بیهوده و لغو زیاد داشت. انسان باید کلماتش یا قرآن باشد و یا ذکر باشد و یا مفید برای اجتماع باشد و یا مفید برای خودش باشد؛ و اما (قَدْ أَفْلَحَ اَلْمُؤْمِنُونَ *اَلَّذِينَ هُمْ فِي صَلاٰتِهِمْ خٰاشِعُونَ * وَ اَلَّذِينَ هُمْ عَنِ اَللَّغْوِ مُعْرِضُونَ).

تقاضا دارم از شما که حرفهای بیهوده در کلماتتان نباشد. از ما می‌خواهند که کارهای بیهوده در کلماتمان نباشد. بزرگی می‌رفت و نگاهش به قصری افتاد و آن عمارت توجه او را جلب کرد. پرسید اینجا از کیست؟ به او گفتند از کیست. بعد به این توجه کرد و گفت این گفتۀ تو چه فایده داشت؟ لذا علاوه بر استغفارش تصمیم گرفت یک روز را به خاطر این گناهش، روزه بگیرد. علی کل حال در پیش بزرگان این مالایُعنی خیلی اهمیت دارد. انسان باید مواظب زبانش باشد و بیهوده نگوید. باید مواظب گوشش باشد و بیهوده نشنود؛ و بالاخره مواظب اعضا و جوارحش باشد و بیهوده کار نکند. همۀ کارها یا نتیجۀ دنیا داشته باشد و یا نتیجۀ آخرت. اما به قول امام صادق، از ما توقع نیست که در زبانمان حرام باشد یا در گوشمان حرام باشد. غیبت و تهمت و شایعه پراکنی و بالاخره اذیت به دیگران، گناهش خیلی بزرگ است. گناه به اندازه ای بزرگ است که «من اهان لی ولیاً فقد بارزنی بالمحاربة»[1]. مرحوم کافی روایت را نقل می‌کند و بعد می‌فرمایند امام صادق فرمودند در جملۀ «من اهان لی ولیاً فقد بارزنی بالمحاربة»، منظور از ولی، یعنی شیعیان ما. امام صادق روایت را می‌فرمایند و بعد می‌گویند اشتباه نشود که ناگهان کسی شیطان شود و بگوید مراد از ولی یعنی معصوم. امام صادق می‌فرمایند مراد از ولی، یعنی شیعیان ما. پس مواظب باشیم، غیبت و تهمت و شایعه و اذیت در زبان ما و در گفتار و کردار ما نباشد.

من از شما تقاضا دارم که گاهی این روایتی که خواندم، شما هم بخوانید و صبح به صبح تلقین کنید و بگویید امام صادق به من گفته است. همۀ شما سربازان امام زمان هستید و از خواصید؛ پس بگویید من سرباز امام زمان هستم و امام صادق فرموده: «الحسن لکل احدٍ حسن و منک أحسن لمکانک منّا، والقبیح لکلّ أحدٍ قبیح و منک أقبح لمکانک منّا»[2]؛ و بعد معنا کنید و بگویید من از خواصم، چون سرباز امام زمانم. بنابراین باید از نظر گفتار و کردار، متقیّد به ظواهر شرع باشم.

این جمله را من از خیلی از بزرگان شنیدم. کسانی که خیلی بزرگند و راه سیر و سلوک را طی کردند. وقتی از آنها می‌پرسیم چه کنیم؟ جواب می‌دهند که ما هیچ چیز بهتر از تقیّد به ظواهر شرع نمی‌دانیم.

بنابراین جداً از بقیع بخواهید که تقید به ظواهر شرع را به همۀ ما عنایت بفرماید.

صلّی الله علي محمّد وَ آل محمّد



[1]. الکافی، ج 2، ص 352، ح 7.

[2]. العدد القویه، ص 152.