عنوان: بررسی نسخ در آیات قرآن
شرح:

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم. رب اشرح لی صدری و یسر لی امری و احلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی.

چون یکی از فضلای جلسه یک نوشته ای راجع به آیه دیروز به من داده اند،لذا یک اشاره ای بکنم تا اشکال ایشان هم رفع بشود.

حرفی که من در آیه دیروز زدم این بود که آیه187نمی تواند آیه183را نسخ بکند.گفتم:این آیه 183«یاایها الذین امنوا کتب علیکم الصیام کما کتب علی الذین من قبلکم لعلکم تتقون»یک آیه ای است مثل«اقیموا الصلاة و اتوا الزکاة»[1]و می گوید:همینطور که در امم گذشته روزه بوده است،در این امت هم روزه هست،همینطور که در امم گذشته نماز بوده است،در امت هم نماز هست،چنانچه در امم گذشته زکات بوده،در این امت هم زکات است؛«اوصانی بالصلوه و زکوه ما دمت حیاً»[2]لذا این آیه الان زنده است و می گوید:ای مردم روزه بگیرید حالا این روزه چیست؟خوب مثل اقیموا الصلاة است،نماز چیست؟باید یا خود قرآن تعیین کند،یا روایت تعیین کرده است قرآن با این آیه187تعیین کرده و گفته است،این روزه این است که از غروب تا طلوع فجر هر چه می خواهید بخورید و بیاشامید و از اول طلوع فجر دیگر چیزی نخورید و«اتموا الصیام الی اللیل»و همچنین گفته است:از طلوع فجرتا«اتموا الصیام الی اللیل»مباشرت با زن نکنید،اما در شبش مباشرت با زن بکنید،اشکال ندارد.

چنانچه روایات ما گفته است،مفطرات12چیز است،در رساله ها هم نسخ آن«کتب علیکم الصیام کما کتب علی الذین من قبلکم»نیست،بلکه تفسیر است،تبیین است.چنانچه همه روایات ما تبیین قرآن است،همه روایات ما تفسیر قرآن است چنانچه همه روایات ما تبیین قرآن است،همه روایات ما تفسیر قرآن است و نمی گویند الا از قرآن.حرف من این بود ولی حالا شأن نزول این آیه چیست،این مربوط به بحث ما نیست و اصلاً این شأن نزولها هیچ کدام حجیت ندارد چون روی هیچ کدام خبر صحیحی نداریم اصلاً شأن نزول نه مخصص است،نه حجیت دارد.اما علی کل حال در شأن نزول این آیه شریفه این جور گفته اند،که مسلمانان صدر اسلام یک ماها حق نداشتند مباشرت با زنها بکنند این مربوط به قرآن و این آیه و آن آیه نیست،یک تاریخ است لذا اینها حق نداشتند چنانچه حق نداشتند سحری بخورند آن وقت یک مسلمانی هنوز افطار نکرده خوابش برد از خواب که بیدار شد زنش غذا برایش آورد،گفت:دیگر نمی شود چیزی بخوری و غذا نخورد و این قضیه در جنگ خندق بود لذا در جنگ خندق غش کرد.

همچنین آمدند عذر خواهی کردند و به پیغمبراکرم گفتند یا رسول الله ما نمی توانیم یک ماه با زنهایمان مباشرت نکنیم.آیه شریفه نازل شد که الان به شما تخفیف می دهم و مثل رف مالا یعلمون تخفیف داده شد،که مباشرت در شب طوری نیست چیز خوردن هم از اول شب تا طلوع فجر طوری نیست.

این شأن نزول مربوط به این ایه است اما مربوط به نسخ نیست یعنی آیه،آیه ای را نسخ نکرده است،حتیآن حکم اولی به روایت هم نسخ نشده،که ما بگوییم روایت آمده روایت را نسخ کرده است،یا روایت آمده سیره را نسخ کرده است.نه«الان خفف الله عنکم»[3]یا«علم الله انکم کنتم تختانون»[4]خدا می دانست که این جور است.مثل رفع مالا یعلمون است یعنی بنا این است اقتضاء هست که بیشتر از یک دفعه چیز نخوررد،در یک ماه هم اصلاً با زن مباشرت نداشته باشد اما پروردگار عالم تخفیف داد و گفت اگر در شب مباشرت با زن داشته باشید یا چیزی بخورید اشکال ندارد پس آیه،آیه را نسخ نکرده است چنان چه روایت هم روایت را نسخ نکرده است بلکه به عنوان ثانوی یک حکم تخفیفی مثل رفع مالا یعلمون برای امت آمده است حالا بگویید اولی امتحان بوده دومی حکم الهی بوده یا بهتر از این بگویید اولی اقتضایی بوده چون اینها این جورری شدند،پرودگار تخفیف داد بنابراین،این حکم منة علی الامة برادشته شد.بنابراین اولاً دوتا آیه هیچ ربطی به هم ندارد که تا ما بگوییم آیه187،آیه183 را نسخ کرده است نه اصلا نسخ در قران در کار نیست اگر هم کسی بگوید باید بگوید روایت،روایت را نسخ کرده است یعنی پیغمبر اکرم فرموده بودند شبها چیزی نخوری.بعد فرمودند بخورید لذا اگر کسی بخواهد بگوید باید بگوید روایت،روایت را نسخ کرده است.

ولی ما قائلیم به اینکه روایت هم نمی تواند رواییت را نسخ بکند«حلال محمد حلال الی یوم القیامه و حرامه حرام الی یوم القیامة».[5]پس این قضیه تاریخی این قضیه شأن نزول چه بوده است؟می گوییم این حکم تخفیفی بوده است یعنی اگر اینها طاقت آورده بودند حکم الی یوم القیامة همین بود مطلوب هم است،الا اینکه تخفیفاً علی الامه گفتند از اول شب تا صبح بخورید بیاشامید از اول شب تا صبح می توانید با زنها هم مباشرت کنید.

خب این جواب اشکالی بود که عرض کردم بنابراین جواب آن آقای فاضلی که این نوشته را به من داده بودند،همین است که عرض کردم.باز برگشت مطلب به این اصل که آیه«یا ایها الذین آمنوا کتب علیکم الصیام»و آیه «اهل لکم لیلة صیام الرفث الی النسائکم»هیچ ربطی به هم ندارند تا احدهما نسخ دیگری باشد بلکه آن تشویق حکم است به طور کلی این هم یک جزیی از احکام روزه است به طور جزیی آن مثل اینکه بگوید اقیموا الصلاة،بعد بگوید:رو به قبله نماز بخوان بخوان خوب چه جور اینها ربطی به هم ندارد بلکه دومی بیان جزئی از اجزاء نماز است،اینجا هم همینطور است.

آیه دیگری که گفته اند نسخ شده است،آیه184 از سوره بقره است می فرماید«و علی الذین یطیقونه فدیة طعام مسکین».

آیه شریفه را اینجور معنا کرده اند که افراد متمکن می توانند بجای روزه گرفتن طعام به مسکین بدهند حالا این یا به اصل روزه می خورد،یعنی در ماه مبارک رمضان افراد متمکن می توانند روزه بگیرند،می توانند هم یک نفر را سیر بکنند،موقع افطار یک کسی را ببرد افطاری به او بدهد.اگر هم به بعدش بخورد که کسانی که مریض هستند کسانی که در مسافرت هستند«فعدة من ایام اخر»اگر به آن بخورد معنایش این جور می شود که کسی که در مسافرت روزه گرفته است بعد می تواند روزه بگیرد یا اینکه کفاره بدهد آیه را این جور معنا کرده اند.

خوب این مسلم خلاف ضرورت اسلام است ضرورت اسلام این است که باید ماه مبارک رمضان روزه گرفت ضرورت اسلام این است که اگر کسی در مسافرت باشد یا مریض باشد بعد به وطن برگشت یا خوب شد باید قضای روزه ها را بگیرد و«فدیة طعام مسکین»که نیست.

گفته اند وقتی که معنای آیه چنین است به آیه بعد نسخ شده است «فمن شهد منکم الشهر فلیصمه»وقتی که ماه مبارک رمضان آمد باید روزه بگیرید گفته اند آن آیه نسخ آن آیه است که گفت:«و علی الذین یطیقونه فدیةٌ طعام مسکین»یا آیه بعد که می فرماید کسانی که مریض هستند ،کسانی که در مسافرت اند «فعدة من ایام اخر»این آیه«و علی الذین یطیقونه طعام مسکین»را نسخ کرده است.

خب ایراد اولی که به اینها وارد است این است که اگر این حرفها درست باشد این« و علی الذین یطیقونه طعام مسکین»مخصص «فلیصمه»است مقید است.آن می گوید« فمن شهد منکم الشهر فلیصمه»این می گوید می توانی روزه بگیری می توانی هم کفاره بدهی خب می شود مخصص،می شود مقید،نه اینکه بیاید آن را نسخ بکند بلکه آنچه اینها می گویند منسوخ شده تقید می کند.آنچه را که اینها می گویند ناسخ است و منسوخ می شود مقید.یا«فعدة من ایام اخر»،«فلیصمه»را تقیید می کند.

لذا اگر حرف اینها درست باشد باید بگوییم یک کدام مطلق است یک کدام مقید است و آن مقید می اید«فلیصمه»را که مطلق است تقید می کند و می گوید فلیصمه الاکسی اطعام طعام بدهد.یا «فعدة من ایام اخر»روزه بگیرد الا اینکه کسی اطعام مسکین بکند این اولاً.

ولی همین حرف هم خلاف ضرورت در اسلام است برای اینکه ضرورت در اسلام هم در میان شیعه هم در میان سنی این است که باید در ماه مبارک رمضان روزه گرفت،بدل ندارد اگر هم کسی مریض شود اگر هم کسی مسافرت رفت بعدش باید روزه بگیرد .بدل ندارد.خب وقتی چنین باشد پس باید روی آن آیه « و علی الذین یطیقونه فدیةٌ طعام مسکین»فکری کرد .فکرش هم این است بخواهند روزه بگیرند می شود اما برایشان مشکل است باید تا آخر طاقتش را صرف کند برای روزه گرفتن ،این لازم نیست روزه بگیرد مورد فتوای همه فقها هم هست که شیخ و شیخه در حالی که می توانند روزه بگیرند لازم نیست روزه بگیرند بلکه اطعام طعام مسکین کفایت می کند ولی همین شیخ و شیخه اگر روزه بگیرند خیلی بهتر است که آیه شریفه هم می فرماید«فمن تطوع خیراً فهو خیر له».

لذا مریض دو قسم است ،یک دفعه برایش روزه گرفتن ضرر دارد خب حرفی است اما یک دفعه برایش روزه گرفتن ضرر ندارد ،اما برایش سخت است همه فقها گفته اند می تواند روزه اش را بخورد .اما برای خوردن این روزه باید یک نفر را سیر بکند « فدیةٌ طعام مسکین».

بنابراین اگر این جور معنا بکنیم این دو تا آیه هیچ ربطی به هم پیدا نمی کند مفسرین عامه و خاصه هم معمولا همین جور معنا کرده اند اما اینکه نحاس از بعضی نقل می کند که یطیقونه به معنای تمکن است که «و علی الذین یطیقونه»یعنی آن کسانی که تمکن دارند روزه بگیرند ،فدیه طعام مسکین.آنوقت گفته است:«فمن شهد منکم الشهر فلیصمه»آنرا نسخ کرده است.

به آن آقا عرض می کنیم:اولاً این جور معنا کردن آیه خلاف ضرورت فقه و حلاف ضرورت اسلام است بعد هم اگر بخواهیم این جور معنا کنیم قید است مقید می شود و این جور می شود که آن کسی که متمکن است می تواند روزه نگیرد و به جای روزه،اطعام طعام مسکین کند.

از این جهت معمولا کسانی که در مفردات قران کار کرده اند ،مثل مفردات راغب گفته اند:یطیقونه یعنی عاجز یعنی چرا یطیقونه می گویند؟برای اینکه اگر مثل شیخ و شیخه بخواهند روزه بگیرند باید تمام قدرتشان را صرف بکنند.ما اگر روزه بگیریم همه قدرتمان را صرف نمی کنیم بلکه نصف قدرتمان را صرف می کنیم اما برای پیر مرد روزه گرفتن سخت است یعنی باید همه طاقتش را صرف کند ،همه امکاناتش را باید صرف کند.پس«و علی الذین یطیقونه»یعنی آن کسی که همه طاقتش را در روزه گرفتن صرف می کند یعنی روزه گرفتن برایش مشکل باشد این می تواند روزه بگیرد و  « فدیةٌ طعام مسکین».پس چاره ای نیست مگر اینکه همین طور که مفسرین از شیعه و سنی «و علی الذین یطیقونه»را معنا کرده اند،معنا کنیم و بگوییم یعنی صرف طاقت تا آخر.که ما در همین جا یک نکته دیگر داریم و آن این است که مثل مریض و شیخ و شیخه،اگر روزه برایشان ضرر داشته باشد حتما باید روزه هایشان را بخورند اما اگر ضرر نداشته باشد منة علی الامة می توانند روزه هایشان را بخورند،می توانند هم روزه بگیرند و ما می گوییم اگر هم روزه برایش ضرر داشته باشد و روزه گرفتن روزه اش صحصح است برای اینکه منة علی الامة برداشته شده قاعده لاضرر یک منت است و منت امتنانی است نمی تواند تحمیل بکند.بنابراین اگر هم روزه برایش ضرر داشته باشد می تواند فدیة طعام مسکین کند می تواند هم روزه بگیرد.اگر هم روزه برایش ضرر نداشته باشد اما برایش مشکل باشد این هم می تواند روزه بگیرد،می تواند اطعام طعام مسکین بکند.

آیه دیگر که گفته اند نسخ شده است آیه 191 از سوره بقره است که می فرماید«و لا تقاتلوا عند المسجد الحرام حتی یقاتلوکم فیه فان قاتلوهم فاقتلوهم کذلک جزاءُ الکافرین»یعنی در مکه مقاتله موقوف است« و لا تقاتلوا عند المسجد الحرام»مگر اینکه دشمن هجوم بیاورد که دفاع باشد نه جهاد.اگر دشمن هجوم آورد دیگر باید دفع هجمه را کرد« فان قاتلوهم فاقتلوهم».

ایه دیگر،آیه 217 است که فرموده است«یسألونک عن الشهر الحرام قاتل فیه قل قتال فیه کبیر»یعنی در آن چهار ماه که اشهر حرم است نباید جنگ باشد.از تو سوال می کنند جهاد کردن،قتال کردن در ماههای حرام چطور است بگو کبیر است،بزرگ است،یعنی گناه دارد نمی شود مقاتله کرد.

نحاس در کتاب ناسخ و منسوخ ادعای اجماع کرده است که این دو تا آیه به آیه «فاقتلوا المشرکین حیث وجدتموهم»[6]نسخ شده است پس بنابراین جنگ کردن در اشهر حرام طوری نیست،در مسجدالحرام هم جنگ کردن طوری نیست.

این از عجایب است برای اینکه پیش اصحاب مسلم است که جنک کردن در اشهر حرم جایز نیست،مگر اینکه دفاع باشد.در حرم هم جنگ کردن جایز نیست مگر اینکه دفاع باشد این پیش شیعه و سنی مسلم است ولی ایشان گفته است این دو تا نسخ شده اند.

خب اگر ما دو تا آیه را با هم بسنجیم مثل همان دو تا آیه قیل است و باید بگوییم که «و لا تقاتلوا عند المسجد الحرام»و« یسألونک عن الشهر الحرام»،مخصص«فاقتلوا المشرکین حیث وجدتموهم»است،این می گوید مشرکین را هر جا پیدا کردی بکشی آن می گوید الا در اشهر حرم.این می گوید مشرکین را هر کجا پیدا کردی بکشی این می گوید الا در خانه خدا.پس باید بگوییم تخصیص است نه اینکه آیه «فاقتلوا المشرکین حیث وجدتموهم»بیاید این دو تا آیه را نسخ کند.

اگر هم قائل به نسخ شویم ضرورت اسلام است که غلط است.

حالا چیزی که عجیب است این است که«فاقتلوا المشرکین حیث وجدتموهم»اولش این است که«فاذا انسلخ الاشهر الحرم فاقتلوا المشرکین حیث وجدتموهم»این آقا« فاذا انسلخ الاشهر الحرم»را انداخته،همین طور که ام درست می کند این آقا هم سنی بازی در آورده و« فاذا انسلخ الاشهر الحرم»را انداحته و گفته است«فاقتلوا المشرکین حیث وجدتموهم»آیه ای را که می گوید مقاتله در اشهر حرم جایز نیست و آیه ای که می گوید مقاتله در حرم جایز نیست را نسخ کرده است ،پس مقاتله همه جا جایز است.

بنابراین این جور می شود که آن آیه« و لا تقاتلوا عند المسجد الحرام»الان هم هست،الان هم به ضرورت اسلام است.« یسألونک عن الشهر الحرام قاتل فیه قل قتال فیه کبیر»هم الان هم هست و آن آیه« فاقتلوا المشرکین حیث وجدتموهم»به این دو تا آیه تخصیص خورده است.

و چون قلبش«فاذا انسلخ الاشهر الحرم»آمده است،اصلا می توانیم بگوییم :« فاقتلوا المشرکین حیث وجدتموهم»را تخصیص داد و اصلا عام نیست حالا اگر هم کسی بگوید عام است،می گوییم فاذا انسلخ الاشهر الحرم به ما می گوید:حتما نباید در ماههای حرام جنک کرد.آن وقت بعد از ماههای « فاقتلوا المشرکین حیث وجدتموهم».آن آیه هم می گوید: در حرم امن الهی نباید کسی را کشت حتی پشه را حتی عقرب و مار را،مگر اینکه درندگی داشته باشند.مشرکین را نباید در حرم و در خانه خدا کشت مگر اینکه درندگی داشته باشند و اگر چیزی در کار باشد،یک عام و خاصی است،که آن :« فاقتلوا المشرکین حیث وجدتموهم»تخصیص می خورد به آیه«و لا تقاتلوهم»و به آیه« یسألونک عن الشهر الحرام».

بالاخره نسخی در کار نیست،اگر هم بخواهیم وارد نسخ بشویم،ضرورت در اسلام این حرف ما را کنار می زند مثل اینکه ضرورت حدیث غدیر خم سنی را کنار می زند ،حالا هر چه برای سنی گریشان دلیل بیاورند،حدیث غدیر خم هر چه هست می شوید و کنار می گذارد.اینجا هم آن ضرورت اسلام که حرم امن الهی حتی برای مار و عقرب هم هست،خب برای مشرکین هم هست.در جاهلیت هم جنگ کردن در اشهر حرم حرام بوده است،چه رسد به اسلام مگر اینکه دفاع باشد،که در هر دو صورت اشکال ندارد.

                                                    و صلی الله علی محمد و آل محمد

 



[1] - سوره بقر،آیه83

[2] -سوره مریم آیه 31

[3] سوره انفال،آیه66

[4] - سوره بقره،آیه187

[5] - بحارالانوار،ج26،ص35،باب علومهم علیهم السلام،روایات60.

[6] - سوره توبه آیه5