عنوان: شرح آيات 133 تا 135 سورۀ مبارکۀ آل عمران
شرح:

أعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجیم

بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِ

رب اشرح لی صدری و یسرلی أمری وَحلُل عقدة من لسانی یفقهوا قولی

 

بحث درباره آیه 133 تا 135 از سوره آل عمران است و محتوای آن در قرآن چندین جا آمده است و از الطاف خفیه خداست و آن توبه از گناه و بازگشت از تقصیرهاست.

از آیات اینجا و آیات جای دیگر استفاده می‌شود که گناه هرچه بزرگ و گناه هرچه فراوان باشد، بن‌بست در اسلام نیست. اگر به راستی توبه کند، توبۀ او قبول می‌شود. الاّ اینکه اگر حق الله است، جبرانش همان پشیمانی صددرصد و اصلاح خود است و اگر حق‌الناس است و می‌تواند حق مردم را رد کند، توبه‌اش علاوه بر پشیمانی، رد کردن مال مردم است و اگر چیزهایی است که در اسلام جبران دارد، مثل نماز که باید قضای آن را بخواند. ولی بالاخره نداریم جایی که بگوییم اینجا بن‌بست است. بن‌بست در اسلام نیست. گناه هرچه بزرگ و گناه هرچه فراوان، اگر به راستی توبه کند، توبۀ او قبول است. الاّ اینکه قرآن روی سه چهار چیز تأکید دارد. یکی اینکه وقتی گناه کردید، فوراً توبه کنید و همین جا این نکته را می‌فرماید: «إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَى اللَّهِ لِلَّذینَ یعْمَلُونَ السُّوءَ بِجَهالَةٍ ثُمَّ یتُوبُونَ مِنْ قَریب‏»[1]

برای اینکه اگر فوراً توبه نکند، ممکن است یادش برود و یا اصلا بمیرد؛ لذا باید فرصت را غنیمت بداند و فوراً توبه کند.

حرف دیگر اینکه گناه روی عناد و لجاج و دانستگی نباشد. گاهی گناه روی عناد و لجاج است، این باید دست از لجاج و عنادش بردارد و الاّ‌ تا دست از عناد برندارد، توبه نمی‌کند. قرآن اسم این را جهالت گذاشته است. یعنی گناه روی غلبه شهوت باشد و شهوتش تمام می‌شود و هوی و هوسش تمام می‌شود و فوراً توبه می‌کند. اما یک دفعه گناه روی عناد و لجاج و دانستگی و توجیه‌گری است. ربا می‌خورد و بعد توجیه می‌کند. رشوه می‌گیرد و توجیه هم می‌کند. می‌گوید همین مقدار که پول می‌دهند همین مقدار کار می‌کنیم. اسمش را عناد و  لجاج و دانستگی می‌گذارند. مواظب باشید گناه اینطور نباشد برای اینکه اگر اینطور باشد، توبه نمی‌کنید. در جاهای دیگر هم می‌فرماید: «إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَى اللَّهِ لِلَّذینَ یعْمَلُونَ السُّوءَ بِجَهالَةٍ‏»؛ اگر توبه از روی جهالت باشد. جهالت در اینجا یعنی غلبۀ شهوت و غلبۀ هوی و هوس. روی عناد و توجیه گری نباشد و الاّ‌ توبه نمی‌کند. یکی هم توبۀ دم مرگ است. توبۀ دم مرگ اگر به راستی توبه کند، بن‌بست نیست اما قرآن توبۀ دم مرگ را مثل توبۀ فرعون می‌بیند. فرعون وقتی درحال غرق شدن بود، خدا خدایش بلند شد. جبرئیل هم مشتی لجن پیدا کرد و زد به دهانش و گفت «آلْآنَ وَ قَدْ عَصَیت‏». این درحقیقت توبه نیست. الان دمت مثل روباه در تله گیر افتاده و پشیمان است و وقتی دم او درآمد، همان بوده که هست. قرآن در این باره می‌فرماید که دم مرگ می‌گوید خدایا مرا برگردان تا آدم خوبی شوم و خطاب می‌شود برگردی هم، همین آدمی که بودی هستی، «إِنَّها کلِمَةٌ هُوَ قائِلُها». این دمش گیر کرده و خدا خدا می‌کند و الاّ اگر برگردد، همان که بوده، هست. «وَ لَوْ رُدُّوا لَعادُوا لِما نُهُوا عَنْهُ»؛ آنها را اگر برگردانم باز همین هستند. باید مواظب باشیم گناه رسوخ نکند و الاّ اگر گناه رسوخ کند و ملکه شود، روز قیامت هم با خدا لجبازی می‌کند. قرآن می‌فرماید: «یقْسِمُ الْمُجْرِمُونَ ما لَبِثُوا غَیرَ ساعَة»[2]

در روز قیامت در مقابل خدا می‌گوید خدایا این پرونده از من نیست و من اصلاً یک ساعت بیشتر در دنیا نبودم و قسم هم می‌خورد و می‌گوید خدایا به حق خودت این پرونده از من نیست و من یک ساعت بیشتر در دنیا نبودم. چرا پرونده هفتاد هشتاد ساله و به این قطوری برای من درست کردی!

اگر گناه رسوخ کند، آدم لجباز شود، همین‌طور می‌شود. «یوْمَ یبْعَثُهُمُ اللَّهُ جَمیعاً فَیحْلِفُونَ لَهُ کما یحْلِفُونَ لَکمْ وَ یحْسَبُونَ أَنَّهُمْ عَلى‏ شَی‏ءٍ»[3]

در روز قیامت به راستی خودش را خوب می‌‌داند. قسم می‌خورد خدایا به عزت و جلالت تو اشتباه می‌کنی و تو ظالمی که می‌خواهی مرا به جهنم ببری و من آدم خوب هستم. قرآن می‌فرماید: «أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْکاذِبُون‏»؛ در دنیا قسم دروغ می‌خورد و لجبازی می‌کرد و در مقابل مردم ایستادگی می‌کرد و الان هم در مقابل خدا می‌گوید من بهشتی هستم و بیخود می‌خواهی مرا به جهنم ببری؛ لذا نباید بگذاریم گناه رسوخ کند و الاّ توبه نمی‌کند. اما اگر به راستی توبه کند، بن‌بست نیست، حتی در روز قیامت. قرآن می‌فرماید روز قیامت توبه نمی‌کند، «وَ لَوْ رُدُّوا لَعادُوا لِما نُهُوا عَنْهُ»؛ اینکه در جهنم خدا خدا می‌کند و در زندان است و می‌گوید خدایا مرا برگردان. قرآن می‌فرماید اگر او را برگردانیم نیز همان که بوده هست. بلکه باید عناد و لجاج و بدجنسی نباشد؛‌ لذا دم مرگ و روز قیامت هم ندارد، اگر کسی پشیمان شود، خدا توبه‌اش را قبول می‌کند، حتی در جهنم. آنگاه بهشتی می‌شود. همان کسانی که از جهنم به بهشت می‌روند، همینطور می‌شود یعنی توبه می‌کنند. یعنی عده‌ای از شیعیان، بدجنسی آنها رسوخی نشده و آنگاه کدورت‌ها تمام می‌شود و صاف می‌شوند و طلای ناب می‌شوند و توبه می‌کنند. به راستی توبۀ واقعی است و شفاعت اهل‌بیت هم دستشان را می‌گیرد و آنها را در کوثر می‌اندازند و زیبا می‌شوند و بهشتی حسابی می‌شوند. بالاخره باید توبه کند تا به بهشت برود. آنها که رسوخی باشند، نمی‌توانند توبه کنند. قرآن می‌فرماید: به او می‌گویند نماز بخوان و اما نمی‌شود سجده کند، برای اینکه در دنیا سرکش بوده و به قول قرآن «لِجَهَنَّمَ حَطَبا»؛ هیزم جهنم است. هیزم جهنم که نمی‌شود آقای بهشت شود. ولی اگر توبه کند، به راستی پشیمان شود و خجالت زده در مقابل خدا باشد، گناه هرچه بزرگ و فراوان، دم مرگ باشد یا در جهنم باشد و یا روز قیامت باشد، در دنیا باشد، حق الناس یا حق الله باشد، یا به قول قرآن فاحشه باشد و به راستی گناهان بدی کرده اما الان به راستی توبه کرده باشد، مسلّم گناه او قبول است.

و صلّی الله علی محمّد و آل محمّد



[1]. نساء، 17: «توبه، نزد خداوند، تنها براى کسانى است که از روى نادانى مرتکب گناه مى‏شوند، سپس به زودى توبه مى‏کنند.»

[2]. روم، 55: «مجرمان سوگند یاد مى‏کنند که جز ساعتى [بیش‏] درنگ نکرده‏اند.»

[3]. مجادله، 18: «روزى که خدا همه آنان را برمى‏انگیزد، همان‏گونه که براى شما سوگند یاد مى‏کردند براى او [نیز] سوگند یاد مى‏کنند و چنان پندارند که حقّ به جانب آنهاست‏.»